تبلیغات
دفتـــــر عمـــر

دفتـــــر عمـــر
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
خسته از این قرن ازدحام و همهمه به گذشته ‏های باستانی حقیقت می ‏اندیشم و به عصر تو سفر می ‏كنم. حالا رسیده ‏ام به زمانه چهره تو. روزگاری است كه تو با نام دانایت همه جا رواج داری و سنت رستگاری‏ات را همه می ‏شناسند. می ‏خواهم خانه ‏ات را پرسان پرسان پیدا كنم و به دست ‏بوس تجربه ‏های عمیقت بیایم. اكنون هنگام ولایت توست. روزهایی است كه مذهب نجابت اطراف خانواده تو رونق دارد و برای وصال نور، هیچ راهی جز افشای عصمت تو نیست.
به درگاه تو رسیدن آسان است و صعب. نفس اگر كم نیاورم، در رویارویی با تعالی تو معجزه ‏ای است. بهوش باشم كه دلم دست و پا گم نكند در موسم رؤیت كمال تو. بیگانه با انكارهای كوی و گذر، سراغ تو را از آشنایان عشق می‏ گیرم و ناگاه حریمت را پیدا می‏كنم. پنجره‏ های نجیب خانه ‏ات رنگ حكمت دارد. همین جاست. درست آمده ‏ام. در تاریكی، نور دانش تو از روزن خانه به آسمان عروج می‏كند. احتیاط باید كرد. در اذن دخول خواستن، مبادا خلوت قدسی دانایی، رنجه شود. مبادا نامت را به شایستگی تلفظ نكنم. مبادا رخصتم ندهی.
سلام. نخست بگذار به خاك بیفتم و شرح خاكساری‏ ام را برایت بنمایم. نخست بگذار بوسه ‏هایی چند به پایت بنشانم، آن‏گاه فاش خواهد شد كه از قرن‏های دور چگونه به دیدارت شتافته‏‎ام. اگر نام تو شكافنده ظلمت جهل نباشد، پس چگونه سؤال‏های نپرسیده ‏ام را به روشنی دیده ‏ای و پاسخ می‏گویی؟ مگر نه اینكه تو علم روایتگر آسمان‏ها و زمینی. دلم را كه به شكل پرسش‏های سر در گریبانی است، به لبخند پاسخی ملكوتی شفا بده.
از تمدن آیندگان آمده‏ ام. از سرسام فوران مدنیت. آنجا تنها بودم در میان هزاران صدا و هزاران رفت و آمد. آنجا كه كشف و اختراع بشر، خدایی می‏كند. آدمیزاد غرق در اوهام و ابهام مدرن، آنچنان از آسمان دور است كه در اعماق ظلمت بی ‏عرش هر لحظه سقوط می‏كند و اجابتِ معنای دلش را هیچ آستانه مقدسی نیست. آنجا كه منم، كلید درهای افلاك را همه گم كرده ‏اند و از خاك هیچ راهی به آسمان، و به خدای آسمان نیست. تو كه فرمانروای علم بلندبالای عالمی، تو كه عزیزكرده خالق نوری، راهم بده به كبریای عشق توحیدی، كه بدانم در پیچ پیچ راه‏های حیات زمینی، چگونه هر لحظه دست در دست نگهبان عالم باشم. ماندن در خاك و اسیر لحظه ‏ها نشدن، معمای بی‏جوابی است در روزگار من. ای عزیز! پاسخ بده این سؤال سراسیمه را. 

سودابه مهیجی





طبقه بندی: از دریچه زمان، 
برچسب ها: حضرت فاطمه زهرا علیها السلام،  
[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 09:09 ق.ظ ] [ محمد شریعتی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


دفتـــر عمــــر!!!
عجیب است كه پس از گذشت یك دقیقه به پزشكی اعتماد می‌كنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به كلاه‌برداری!
بعد از چند روز به دوستی!
بعد از چند ماه به همكاری!
بعد از چند سال به همسایه‌ای...!
اما بعد از یك عمر زندگی به خدا اعتماد نمی‌كنیم! دیگر وقت آن رسیده كه اعتمادی فراتر آنچه ‌باید، به او ببخشیم؛
او كه یگانه است و شایسته...
او كه چگونه زیستن را به آموخته...
یادمان باشد! درصد كمی از انسان‌ها نود سال زندگی می‌كنند
بقیه یك سال را نود بار تكرار می‌كنند...
نصف اشتباهاتمان در زندگی ناشی از این است كه
وقتی باید فكر كنیم، احساس می‌كنیم
و وقتی كه باید احساس كنیم، فكر می‌كنیم.
سر آخر، چیزی كه به حساب می‌آید، تعداد سال‌های زندگی شما نیست،
بلكه زندگی‌ای است كه در آن سال‌ها كرده‌اید.
همیشه در زندگی‌ات جوری زندگی كن كه
«ای كاش»
تكیه كلام پیری‌ات نشود
این دفتر هدیه ای است برای شما
که زندگی زیبایی داشته باشید
یادتان باشد:
زندگی شگفت‌انگیز است؛ فقط اگر بدانید كه چه‌طور زندگی كنید!
وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می‌شود؛
وقتی نمی‌توانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می‌شكند؛
وقتی احساس‌ می‌كنیم
بدبختی‌ها بیشتر از سهممان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی امیدها ته‌ می‌كشد
و انتظارها به‌ سر نمی‌رسد؛
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ می‌شود
و تحملمان‌ هیچ ...
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو،
فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ می‌كنی.
خداوندا !
تنها تو را صدا می‌كنیم
و فقط تو را می‌خوانیم...


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب