تبلیغات
دفتـــــر عمـــر

دفتـــــر عمـــر
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

صبح شده است.

چشم كه می گشایی، به تو لبخند می زند زندگی.
طلوعی دوباره است؛ فرصتی دوباره برای شكفتن.
ثانیه های شب، قطار قطار صف كشیده اند به استقبال بیداری تو. نسیم، چشم به در حلقه كرده است تا قدم به خیابان بگذاری. برخیز! شكوفه ها منتظرند. مسابقه عشق است در شهر؛ نقشه گنج روزی حلال را بخوان! در شیار دست هایت، طلای نعمت را پای دیوارها چال كرده اند؟ بگرد تا بیابی!
صبح شده است و نهیب می زند كه غنیمت بشماری لحظه هایی را كه هیچ وقت برنخواهند گشت. برگی دیگر از دفتر ایام ورق می خورد. پنجره ها بوی صمیمیت گرفته اند. افق، در محاصره نگاه های دور برُد توست.
خستگی ات را تكانده ای؛ برخیز كه باید پرواز كنی دوباره.
باید هجوم ببری به دوردست ها و با موج ها مشت بیندازی!
ترانه مهر می خوانند در كوچه ها؛ برخیز تا شور و نشاط، دست هایت را بگیرد و عطر تازگی، شانه به شانه ات راه بپوید. چه خوش است زندگی در صبح؛ در ابتدای راه كه ریه ها پُر است از هوای تازه و آینه ها را گردگیری كرده اند.
بوی تمیزی می دهد همه چیز. چنارهای حاشیه خیابان ها آدم ها را بدرقه می كنند.
همه چیز یك بار دیگر، آغاز شده است. انگار زمین برگشته است به نقطه اول و دوباره به راه می افتد! سر خستگی را پیش پای امید بریده اند و امید است كه سرزمین دل ها را فتح كرده است.
صبح شده است.
صبح زیباست؛ اگر تو بخواهی كه زیبا باشد؛ زیبایی در نگاه توست و نگاه توست كه حیات را معنا می كند.
میدان های شهر را ببین كه دوان دوان به سوی تو می آیند. به چشم هایت بگو كه برخیزند. از قدم هایت بخواه كه به راه بیفتند؛ كاروان خلقت به راه افتاده است.
كاروان خلقت، هیچ گاه نمی ایستد؛ باید بدوی، باید آب پاش برداری؛ جوانه های نو رسیده تشنه اند.
گنجشك ها در خواب سكوتند هنوز؛ باید بیاموزی شان كه ترانه های خود را از یاد نبرند.
برخیز كه زندگی، نیرو از بازوهای تو می گیرد برخیز؛ صبح شده است!

میثم امانی



طبقه بندی: از دریچه زمان، 
برچسب ها: صبح،  
[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 06:48 ق.ظ ] [ محمد شریعتی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


دفتـــر عمــــر!!!
عجیب است كه پس از گذشت یك دقیقه به پزشكی اعتماد می‌كنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به كلاه‌برداری!
بعد از چند روز به دوستی!
بعد از چند ماه به همكاری!
بعد از چند سال به همسایه‌ای...!
اما بعد از یك عمر زندگی به خدا اعتماد نمی‌كنیم! دیگر وقت آن رسیده كه اعتمادی فراتر آنچه ‌باید، به او ببخشیم؛
او كه یگانه است و شایسته...
او كه چگونه زیستن را به آموخته...
یادمان باشد! درصد كمی از انسان‌ها نود سال زندگی می‌كنند
بقیه یك سال را نود بار تكرار می‌كنند...
نصف اشتباهاتمان در زندگی ناشی از این است كه
وقتی باید فكر كنیم، احساس می‌كنیم
و وقتی كه باید احساس كنیم، فكر می‌كنیم.
سر آخر، چیزی كه به حساب می‌آید، تعداد سال‌های زندگی شما نیست،
بلكه زندگی‌ای است كه در آن سال‌ها كرده‌اید.
همیشه در زندگی‌ات جوری زندگی كن كه
«ای كاش»
تكیه كلام پیری‌ات نشود
این دفتر هدیه ای است برای شما
که زندگی زیبایی داشته باشید
یادتان باشد:
زندگی شگفت‌انگیز است؛ فقط اگر بدانید كه چه‌طور زندگی كنید!
وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می‌شود؛
وقتی نمی‌توانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می‌شكند؛
وقتی احساس‌ می‌كنیم
بدبختی‌ها بیشتر از سهممان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی امیدها ته‌ می‌كشد
و انتظارها به‌ سر نمی‌رسد؛
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ می‌شود
و تحملمان‌ هیچ ...
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو،
فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ می‌كنی.
خداوندا !
تنها تو را صدا می‌كنیم
و فقط تو را می‌خوانیم...


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب