تبلیغات
دفتـــــر عمـــر

دفتـــــر عمـــر
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

 1- اقبال و ادبار
بخشی از بی‌اقبالی‌ها و بی‌میلی‌ها به معنویات، طبیعی است. روایات تأکید کرده‌اند که «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَتَنَفَّلُوا وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَعَلَیْكُمْ بِالْفَرِیضَةِ؛ همانا دل‌ها گاهی به معنویات روی‌ می‌آورند و گاهی رو بر می‌گردانند. پس هرگاه رو آوردند پس شما به مستحبات هم بپردازید و هر گاه رو برگرداندند به واجبات اکتفا کنید.»


البته بی‌میلی به عبادات، گاهی ریشه در امور غیر طبیعی دارد که در جای خود باید بررسی شود؛ اما نباید انتظار داشته باشیم مثل بزرگانی که زندگی‌نامه و حالات آنها را خوانده‌ایم همواره حالت توجه و نشاط معنوی داشته باشیم. اگر می‌بینیم که بزرگان ما این حالت را داشته‌اند پس از عمری تلاش و زحمت به این حالت رسیده‌اند؛ وگرنه چه بسا در مراحل ابتدایی و در سنین ما آن‌ها هم دچار قبض‌های طبیعی و اقبال و ادبار قلب بوده‌اند.

آنچه مهم است عمل به وظیفه بندگی است. حالات خوش معنوی، عطاهایی هستند که خداوند گاهی می‌دهد و گاهی به مصلحت می‌گیرد. ما نه با آمدنشان باید دچار غرور و عجب و خود بزرگ بینی شویم و نه با رفتنشان دچار یاس و ناامیدی گردیم.


 2- تربیت الهی
گاهی خداوند برای اینکه بنده‌اش دچار عجب و غرور نشود حالات و توفیقات معنوی را از وی می‌گیرد تا بنده شکستگی و شرمندگی خود را از دست ندهد و دچار مهلکه عُجب و غرور نشود. از نظر حضرت حق، گناهی که باعث شرمندگی و شکستگی انسان توبه و انابه او شود بهتر از عمل نیک است که باعث عجب و غرور انسان شود.

حضرت حق در حدیث زیبای قدسی می‌فرماید: «من به مصالح بندگانم آگاه‌ترم. بعضی از بندگان مؤمن من هستند که اهل عبادت من هستند و شب‌ها از بستر لذیذ خود برمی‌خیزند، به عبادت می‌پردازند و نفس خود را در راه عبادت من به زحمت می‌اندازند؛ اما من به علت لطفی که به آنها دارم گاهی یکی، دو شب، خواب را بر آنها مسلط می‌کنم تا آنها را حفظ کنم.» پس بندة من، صبح از خواب بلند می‌شود؛ در حالی که از دست خود ناراحت، خشمگین و نالان است. اگر او را با عباداتی که انجام می‌دهد رها کنم به سبب آن عبادت‌ها دچار عجب می‌شود و به هلاکت می‌افتد؛ به سبب عجب و رضایتی که از خودش پیدا می‌کند تا جایی می‌رسد که گمان می‌کند از همه عابدان، برتر است و دیگر از اهل تقصیر در عبادت من نیست و به این علت از من دور می‌شود؛ در حالی که خودش گمان می‌کند درحال نزدیک شدن به من است


3- استغفار روزانه
یکی از اموری که همه اهل بیت علیهم السلام و بزرگان، هر روز به آن ملتزم بوده‌اند استغفار است. به هر حال چه بدانیم چه ندانیم در طول شبانه‌روز، گناهان، غفلت‌ها و کارهای خلاف سلوک از ما سر می‌زند؛ از این رو پیش از اینکه آثار این امور جمع شود و باعث سنگینی و کسالت روح و از بین رفتن معنویت ما بشود باید آنها را با آب توبه، اشک و استغفار در سحر و غیر سحر برطرف کرد.
نبی مکرم اسلام که عصمت کبری داشت، فرمود: «من هر روز هفتاد مرتبه استغفار می‌کنم» ما که با او قابل مقایسه نیستیم باید چه کنیم؟! از این رو شایسته است انسان سالک از استغفار و برکات فوق العاده آن غافل نباشد تا آنچه از معنویات روزی‌اش شده از دست ندهد.
حضرت حق سبحانه و تعالی در قرآن می‌فرماید:


«وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمین؛


ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید و گناه‌کارانه (از حق) روی برنتابید.»
طبق این آیه شریفه، استغفار باعث قوی‌تر شدن انسان در مسائل مادی و معنوی خواهد شد  .


4- دعاو پناه بردن به خدا
یکی از دعاهایی که همه بزرگان به آن ملتزم بوده‌اند دعا برای ثبات قدم و محفوظ ماندن از مکاید شیطان است. هر انسانی که تصمیم می‌گیرد به سمت خدا حرکت کند، بی‌درنگ، شیاطین به او حمله می‌کنند تا نگذارند به خداوند نزدیک شود؛ چنان‌که امام صادق(ع) فرمود: «شیاطینی که اطراف مؤمن هستند از زنبورهایی که اطراف گوشت را می‌گیرند بیشترند.»
پس جا دارد انسان، هر روز و هر شب دعا کند و به خداوند پناه ببرد و به حرزها و دعاهایی که برای دفع شیاطین در روایات آمده متمسک شود تا از گزند آنها در امان بماند

سید حبیب حسینی

دو ماهنامه خلق


طبقه بندی: صراط، 
[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 10:31 ق.ظ ] [ محمد شریعتی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


دفتـــر عمــــر!!!
عجیب است كه پس از گذشت یك دقیقه به پزشكی اعتماد می‌كنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به كلاه‌برداری!
بعد از چند روز به دوستی!
بعد از چند ماه به همكاری!
بعد از چند سال به همسایه‌ای...!
اما بعد از یك عمر زندگی به خدا اعتماد نمی‌كنیم! دیگر وقت آن رسیده كه اعتمادی فراتر آنچه ‌باید، به او ببخشیم؛
او كه یگانه است و شایسته...
او كه چگونه زیستن را به آموخته...
یادمان باشد! درصد كمی از انسان‌ها نود سال زندگی می‌كنند
بقیه یك سال را نود بار تكرار می‌كنند...
نصف اشتباهاتمان در زندگی ناشی از این است كه
وقتی باید فكر كنیم، احساس می‌كنیم
و وقتی كه باید احساس كنیم، فكر می‌كنیم.
سر آخر، چیزی كه به حساب می‌آید، تعداد سال‌های زندگی شما نیست،
بلكه زندگی‌ای است كه در آن سال‌ها كرده‌اید.
همیشه در زندگی‌ات جوری زندگی كن كه
«ای كاش»
تكیه كلام پیری‌ات نشود
این دفتر هدیه ای است برای شما
که زندگی زیبایی داشته باشید
یادتان باشد:
زندگی شگفت‌انگیز است؛ فقط اگر بدانید كه چه‌طور زندگی كنید!
وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می‌شود؛
وقتی نمی‌توانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می‌شكند؛
وقتی احساس‌ می‌كنیم
بدبختی‌ها بیشتر از سهممان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی امیدها ته‌ می‌كشد
و انتظارها به‌ سر نمی‌رسد؛
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ می‌شود
و تحملمان‌ هیچ ...
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو،
فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ می‌كنی.
خداوندا !
تنها تو را صدا می‌كنیم
و فقط تو را می‌خوانیم...


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب