تبلیغات
دفتـــــر عمـــر

دفتـــــر عمـــر
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه



برخی اوقات به این می اندیشم این چه ننگی است كه تا ابد دامن گیر كوفیان شده است؟! چرا مردم كوفه آن قدر پست و زبون شدند؟ چرا حضرت علی علیه السلام كه مانند كوه در برابر سختی ها صبر می كرد، در مقابل كوفیان این چنین ناشكیبا شد و فرمود:«نفرین بر شما ای كوفیان كه از فراوانی سرزنش شما خسته شدم...! من هیچ گاه به شما اطمینان ندارم و شما را پشتوانه خود نمی پندارم.
شما یاران شرافتمندی نیستید كه كسی به سوی شما دست دراز كند. به شتران بی ساربان می مانید كه هرگاه از یك طرف جمع آوری گردید، از سوی دیگر پراكنده می شوید. سوگند به خدا! اگر جنگی سخت درگیرد و حرارت و سوزش مرگ شما را دربرگیرد، از اطراف من مانند جدا شدن سر از تن پراكنده می شوید!»1
پس از اندكی اندیشه درمی یابیم كه پاسخ این پرسش ها، در بی توجهی به ولایت پذیری است.

اگر ناجوان مردان كوفی از پذیرش ولایت امیر مؤمنان علی علیه السلام سرپیچی نمی كردند، هیچ گاه درخت حكومت علی علیه السلام خزان زده نمی شد. اگر كوفیان، حكومت سراسر عدل و ایمان علی علیه السلام را نادیده نمی انگاشتند، هرگز دستشان به خون فرزندش حسین علیه السلام آغشته نمی شد.
حضرت علی علیه السلام خطاب به كوفیان پست می فرماید: «ای مردم! مرا به شما و شما را به من حقی واجب شده است. حق شما بر من آن است كه از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم كنم و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید و شما را تربیت كنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. و اما حق من بر شما این است كه بر بیعت با من وفادار باشید و در آشكارا و پنهان برایم خیرخواهی كنید، هرگاه شما را فراخواندم، اجابت كنید و هرگاه فرمان دادم، اطاعت كنید».2
آری، به حق باید خود را از اهل كوفه مبرا بدانیم و در پیروی از ولایت بگوییم: ما اهل كوفه نیستیم، علی تنها بماند.







طبقه بندی: صراط، 
[ جمعه 4 مرداد 1392 ] [ 03:14 ب.ظ ] [ محمد شریعتی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


دفتـــر عمــــر!!!
عجیب است كه پس از گذشت یك دقیقه به پزشكی اعتماد می‌كنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به كلاه‌برداری!
بعد از چند روز به دوستی!
بعد از چند ماه به همكاری!
بعد از چند سال به همسایه‌ای...!
اما بعد از یك عمر زندگی به خدا اعتماد نمی‌كنیم! دیگر وقت آن رسیده كه اعتمادی فراتر آنچه ‌باید، به او ببخشیم؛
او كه یگانه است و شایسته...
او كه چگونه زیستن را به آموخته...
یادمان باشد! درصد كمی از انسان‌ها نود سال زندگی می‌كنند
بقیه یك سال را نود بار تكرار می‌كنند...
نصف اشتباهاتمان در زندگی ناشی از این است كه
وقتی باید فكر كنیم، احساس می‌كنیم
و وقتی كه باید احساس كنیم، فكر می‌كنیم.
سر آخر، چیزی كه به حساب می‌آید، تعداد سال‌های زندگی شما نیست،
بلكه زندگی‌ای است كه در آن سال‌ها كرده‌اید.
همیشه در زندگی‌ات جوری زندگی كن كه
«ای كاش»
تكیه كلام پیری‌ات نشود
این دفتر هدیه ای است برای شما
که زندگی زیبایی داشته باشید
یادتان باشد:
زندگی شگفت‌انگیز است؛ فقط اگر بدانید كه چه‌طور زندگی كنید!
وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می‌شود؛
وقتی نمی‌توانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می‌شكند؛
وقتی احساس‌ می‌كنیم
بدبختی‌ها بیشتر از سهممان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی امیدها ته‌ می‌كشد
و انتظارها به‌ سر نمی‌رسد؛
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ می‌شود
و تحملمان‌ هیچ ...
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو،
فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ می‌كنی.
خداوندا !
تنها تو را صدا می‌كنیم
و فقط تو را می‌خوانیم...


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب